+سلام ممنون خوبم...اره بیدارم به یاد اون تابستونا
-یادته؟چقدر خوب بود اون روزا...تو بودی من گریه ای نداشتم..
+تو یادته؟من بودم و تو هیچ وقت درحقم بدی نمیکردی...
-اره همه چیو یادمه...ولی تو هیچ چیز یادت نیست..چون هیچی نمیدونی...نمیدونی که همه بدیام بوی خوبی میدادن....
+توهم هیچی یادت نیست...چون نمیدونی من چرا رفتم...
و اینگونه بود که هیچ وقت نشد توضیح بدیم که چرا...؟
اینگونه بود که هیچ وقت نشد بپرسیم چرا..؟
اینگونه بود که هر دو خسته ایم...
از نبودن هایی که بوی منفعت میدهند...
و
از بدی هایی که بوی خوبی میدهند...
تعجب نکنید.....