تعجب نکنید..

خرید بک لینک
عاشقانه مینویسم...هنوز هم برای تو...

تو می ایی...این را من نمیگویم...همه ی ادم هایی که اشک هایم را دیده اند میگویند....

تعجب نکنید.....

ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 20:52

من زندگی را سخت مجبورم...بی انکه بخواهم..بی انکه بخواهند زندگی را به من تحمیل میکنند..

چون مجبورند..مجبوریم...زندگی گاهی انقدر اجبار دارد که متوجه جمله<من زندگی را سخت مجبورم >

نمیشویم

تعجب نکنید.....

ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 20:52

توکجایی؟

کجای این شهر قدم میزنی؟ میخواهم کاملا اتفاقی از انجا بگذرم...

توکجایی؟

کجای ذهنم پرسه میزنی؟میخواهم کاملا اتفاقی همان قسمت را ازبین ببرم...

تو کجایی؟

کجایی که به من میگویند...می اید...اشک هایت را رها کن...

این چه امدنی است که باید این یک سال را التماس کنم...؟

تعجب نکنید.....

ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 20:52

هی تو..

این من دلتنگ است برای ان تویی که وقتی در جمع میخندید به من ذول میزد...

دلتنگم برای نگاه مایی که انتظار خلوت را میکشید...

وحال این من..تنهاست و دلتنگ ...و ان تو میخندد...مثل گذشته اما...

دنباله ی نگاهش "من" نیست...

و ان نگاه "ما" هنوز هم انتظار میکشد...اما...

برای فرار و رهایی...

تعجب نکنید.....

ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 20:52

چه کنم؟

دل به که بندم؟...به کجا روی کنم؟

باز گو..ای به کنار...

دگری خفته ی من...

تعجب نکنید.....

ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 20:52

صفحه بندی