من ماننده یک دختر بچه فقیرم..که روز ها پشت ویترین طلافروشی می ایستد و به انگشتر بزرگ سنگینی که قیمتش دلار ها دلار است مینگرد و فقط بر این امید دارد که رهگذر پولداری دلش به رحم بیاید و ان انگشتر زیبا و گران قیمت را برایش بخرد...
و تو همان انگشتری...و ان رهگذر پولدار خداست که من امید دارم به اینکه دست هایمان را در هم بگذارد...و قیمت به دست اوردنت به جای دلار یا هر واحد پول دیگری..ابرو و قلب و روح و جان من است...
تعجب نکنید.....ما را در سایت تعجب نکنید.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 29